جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
19
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
مقدمه به قلم . لرد استانلى آوالدرلى « 1 » اين مجلد كه اينك به اعضاى انجمن هاكلوت « 2 » اهدا مىشود مشتمل است بر شش سفرنامه به قلم ايتالياييهايى كه نزديك به زمان شاه اسماعيل به ايران سفر كردهاند . آقاى چارلز گرى كه سه تا ازين سفرنامهها را ترجمه و تحشيه كرده است همراه سربارتل فرير « 3 » به زنگبار رفت و نتوانست چاپ اين كتاب را بپايان رساند و تصحيح نمونههاى چاپى را به من واگذار كرد . در اين كتاب شاه اسماعيل يا اسماعيل صفوى مهمترين شخصيت است ؛ شاه اسماعيل ايران پرهرجومرج را وحدت بخشيد و مليت ايرانيان را احيا كرد و بر وسعت دامنهء اختلافى كه ميان ايران و ديگر كشورهاى اسلامى وجود داشت بمراتب افزود ، اختلاف و تفرقهاى كه بغلط مذهبيش خواندهاند ، و حال آنكه اساسا ماهيتش ملى و سياسى بود ، و به صورتى كه شاه اسماعيل احيا و تشديد كرد كاملا ملى بود . احساساتى كه ايرانيان صدر اسلام را برنگيخت و بر آن داشت كه در صدد رد و انكار خليفهء اول و دوم و سوم برآيند ، همان احساسات ملى بود كه محرك آنان در طرد و دفع تازيان و برتر شمردن اصل وراثت در امامت بر اصل انتخاب در خلافت بود . شاه اسماعيل از اين احساسات ملى و سنتهاى پادشاهى بهرهجويى كرد و اگر جز اين مىكرد ايران كه در معرض تاختوتاز طوايف ترك درآمده بود ضميمهء امپراتورى عثمانى مىشد . شاه اسماعيل چنان در كار خود كامياب شد كه
--> ( 1 ) . Lord Stanley of Alderley ( 2 ) . Hakluyt Society ( 3 ) . Sir Bartle Frere